یادی از امام

"فرزندان انقلابی‌ام، ای كسانی كه لحظه‌ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می‌گذرد. می دانم كه به شما سخت می‌گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.

بغض و كینه انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست."

"شما خودتان را درست کنید ، کشورتان درست می شود."

"ما تا اصلاح نکنیم خودمان را ، نمی توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم."

"این من را اگر انسان زیر پا گذاشت. او شد ، اصلاح می کند همه چیز را."

سفر به كوهرنگ با مهزيار و همكاران

ابشار كوهرنك

غروب مادر...

مادر گاهی با پدر مظلوممان ابوتراب،

و گاهی هم تنها..

خود را به مزار رسول خدا می رساند..

و خود را روی آن قبر شریف می انداخت و گریه کنان درد دل میکرد و میگفت:


اذا عَلَی مَن شَمَّ تُربَهَ أحمَدَ                 أن لایَشَمَّ مَدَی الزَّمان غَوَالیا

صُبّت عَلَیّ مَصَائبُ لو أنّها                      صُبّت عَلَی الایّام صِرن لَیالیا

آن که عطر خاک مزار احمد را ببوید، چه زیان که در روزگاران خویش عطر دیگر نبوید،

اینک مصیبت هایی بر من فرود می آید که اگر بر روز فرود می آمد،

آن را به شب مبدّل می ساخت.


برگرفته از وبلاگ درد و قلم

roomiani.blogfa.com