اولین پست یک خواهر قضایی
تابوستون که کارآموزی میرفتم علاوه بر کتاب قانون و دفترچه یادداشتم یه تقویم جیبی هم همراهم بود (البته فکر نکنین برای اینکه روزای باقی مونده رو بشمرم تا زودتر کارآموزی تموم بشه.نه.کلا تقویم جزء وسایلیه که تو کیفم همیشه هست.)من گاهی اگه تو یه روز اتفاق خیلی جالبی بیفته توی این تقویم یادداشت میکنم و خلاصه این تقویم دنیایی از خاطرات و نکته هاست.چند وقتی بود این تقویمم گم شده بود و امروز خیلی اتفاقی پیداش کردم.همینجور که داشتم ورقش میزدم یهو چشمم به یه نوشته افتاد که خیلی دوستش دارم.نمی دونم جملاتش بهم آرامش خاصی میده .تابستون که کارآموزی میرفتم بازپرسم خیلی آدم باذوقی بود.روی میزش پر از این جور جمله ها و یادداشتا بود.دلم میخواد به عنوان اولین پستی که توی وبلاگ میذارم این یادداشت رو بنویسم.
خدایا !
سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم
و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .
از تو مي خواهم که مرا براي ديدن رويت انتخاب کني
اين تن را براي عبادتت ، لايق
اين قلب را براي شيداييت ، عاشق
اين چشم را براي ديدنت ، شايق
و اين جان را به مقام قربت ؛ واصل گردان
مي خواهم يک واصل باشم
خدايا توآنچناني که من مي خواهم
مرا نيز چنان کن که تومي خواهي....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 23:18 توسط جاج
|
در این وبلاگ سعی ما بر آن است که محلی برای جمع شدن دوستان فراهم کنیم به همین خاطر هر نوع مطلبی که خلاف شئون اخلاقی و قانون نباشد می توانید در آن ثبت کنید. نظرات ارائه شده در وبلاگ نظرات شخصی نویسنده آن است و ربطی به مدیر وبلاگ ندارد. از آرشیو موضوعی سمت چپ وبلاگ استفاده کنید و حتما نظر بدهید که یادگاری از شما بزرگوار به جا بماند.