سجده بر خون
سلام تصور حقیر اینه که شما اگر از حالا که اول کار است از جسد و مرده و امثالهم حالتان بهم بخوره نمیتوانید در کار خود موفق باشید . یادمه که اوایل سال دانشکده علوم قضائی بودم . بچه همسایه پایش رفته بود روی استکان واستکان شکسته و پایش رو به سختی بریده بود . مادرش هم از حال رفته بود . باتفاق عیال با ماشین ژیان خودم او را به درمانگاه رساندیم . وقتی دکتر مشغول بخیه شد اتفاقی چشمم به تکه پاره شده پای بچه افتاد .ناگهان سرم گیج رفت رنگم مثل ماست شد و افتادم روی صندلی . دکتر به خانم گفته بود آقاتون چکاره اند .او گفته بود بعد ها میخواد قاضی بشه ! دکتر گفته بود وای بحال ما مردم که قاضی آینده مملکت از یک زخم ساده حالش بهم بخوره ! از اون روز هفته ای یکبار به پزشکی قانونی میرفتم و کار آموزی باز پرسی را برای شعبه آقای محقق بازپرس ویژه قتل گرفتم و از ایشان خواهش کردم تا در هر ساعتی از شبانه روز برای بررسی صحنه قتل میروند مرا هم اطلاع دهند . باین ترتیب تجربیات گرانبهائی بدست آوردم که در دوران خدمت خیلی به کمکم آمد لذا از بدست آوردن تجربه در این کار از تمام فرصتها استفاده فرمائید . تشکر
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:21 توسط مصطفی
|
در این وبلاگ سعی ما بر آن است که محلی برای جمع شدن دوستان فراهم کنیم به همین خاطر هر نوع مطلبی که خلاف شئون اخلاقی و قانون نباشد می توانید در آن ثبت کنید. نظرات ارائه شده در وبلاگ نظرات شخصی نویسنده آن است و ربطی به مدیر وبلاگ ندارد. از آرشیو موضوعی سمت چپ وبلاگ استفاده کنید و حتما نظر بدهید که یادگاری از شما بزرگوار به جا بماند.